همچنان که جان میلتونِ سیبزمینیتبار به دوران نوجوانی و جهشهای ناشیانهاش ادامه میدهد، یکی از درسهای بسیار مهم زندگی را میآموزد: وقتی با زن و احمق سر و کار داشته باشی، هیچ چیز به آن شکلی که به نظر میرسد، نیست. سیبزمینیتبار در شانزدهمین سالگرد تولدش با اطمینان مینویسد: «من تقریباً در بیشتر زمینهها مرد هستم.» دوازدهمین ماه سال ۱۹۹۲ است و در آفریقای جنوبی، تغییرات افراطی در جریان است. ممکن است کشور در مسیر ناهمواری به سوی آیندهای نامعلوم باشد، اما جان میلتون سیبزمینیتبار با بازگشت به مدرسه شبانهروزی به عنوان دانشآموز سال آخر، امید به یک رانندگی روان دارد. از طرف دیگر، او متوجه میشود که دشمن قسمخورده انتقامجویش برای اذیت کردنش برگشته است و یک مالاویایی پرحرف در خوابگاه او، به همراه زندانی همیشگی و یک فرد ناجور که او را دوست خود مینامد، ساکن شده است. دنیای سیبزمینیتبار هرگز کمتر از این مطمئن به نظر نرسیده است. او سعی میکند ویلیام شکسپیر را به دام بیندازد، همواره با خدای خود و قدرت افکار منفی دست و پنجه نرم میکند و پس از کشفی هولناک درباره مادربزرگش، وامبت، از سرخ کردن ماهی بیزار میشود.
لیست بازیگران
جان
Troye
Caspar
Sven
Byron
Blessing
Tom
Travis