آلیس پاول کرسی، مرد مراقب، اکنون به همراه دخترش که هنوز از حمله او بهبود نیافته است، در لسآنجلس ساکن است. او علاوه بر این، یک زن بالغ جدید در زندگی خود دارد. روزی که با آنها بود، کرسی توسط چند پانک مورد حمله قرار گرفت، کرسی دوباره به او حمله کرد، اما آنها فرار کردند. رهبر گروه که میخواست به کرسی برگردد، به خانه او رفت، اما کرسی و دخترش در آنجا نبودند. دزد به خدمتکار او حمله کرد و وقتی کرسی و دخترش رسیدند، او را به شدت بیرون انداختند و او را زخمی کردند. پس از اینکه به او حمله کردند، دختر از پنجره به پایین پرید و او را کشت. کرسی اسلحهاش را برداشت و به دنبال آنها رفت. وقتی دولت لسآنجلس حدس زد که یک مرد مراقب دارد، تصمیم گرفت با خانه جدید یورک که شغل مراقب آنها را داشت، مشورت کند. حالا، مقامات خانه جدید یورک میدانند که کرسی در لسآنجلس ساکن است، از ترس اینکه به عادت قدیمی خود برگردد. از ترس اینکه کرسی، وقتی گیر بیفتد، بفهمد که به جای پیگرد قانونی، او را آزاد کردهاند، بازرس سورو اوچوا را فرستادند تا مطمئن شود این اتفاق نمیافتد.